تبليغاتX

درجهان تا مي تواني ساده و يکرنگ باش * قالي از صد رنگ بودن زير پا افتاده است

دوســـــتی (دوست شما)
دوســـــتی (دوست شما)

سرنوشت

در انتظار

واسه رسیدن به هدف همیشه راه های بهتری هست ...

گاهی باید چشمتو رو بعضی چیزا ببندی ....

 

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

 

رهایی را اگر راهی است؛ جز از راهی که روید زان گلی خاری ، گیاهی نیست.

 

آهی کشید، غمزده پیری سپیـد موی

افکند صبحگاه، چـو در آیـنه نگاه

در لابلای موی چو کافور خویش دید

یک تار مو سیاه!

در دیدگان مضطربش اشک حلقه زد.

در خاطرات تیره و تاریک خود دوید.

سی سال پیش، نیز، در آئینه دیده بود

یک تار مو سپید!

 

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 11:34 توسط ســعید |

گربه را دم حجله باید کشت

سلام دوستان عزیزم

باز برگشتم سمت ادبیات فک کنم الان نون توش زیاد باشه ولی اینبار متفاوت از قبل دیگه شعر نمی گم می خوام بروبچ عزیز رو با ضرب المثل های قدیمی و علت نامگذاری اونا  آشنا کنم تو این راه باید کمکم کنید هر از چند وقتی که حسش باشه از این پستها میذارم .

ببخشید که هی از این شاخه به اون شاخه می پرم .

خب نبخشید ... اصلا وبلاگ خودمه دوست دارم مطالب جور وا جور  بذارم ... نه قربونتون شوخی کردم یه موقع قهر نکنیدااااااا  اگه شما نباشید من دیگه کسیو ندارم حالا بریم سر اصل مطلب ...

 

گربه را دم حجله باید کشت

 

این مثل رو که  گربه را پای حجله (سر حجله) باید کشت یا گربه را شب اول باید کشت هم می گن و اشاره به کسی داره که در آغاز کار زهر چشم می گیره ، یا با استفاده از اون این مطلبو می رسونن  که مایه گرفتاری و نابسامانی یا ستیزه را باید از نخست و از بیخ و بن برکند.

در داستان این مثل گفته اند:

جوانی نامزدی داشت که گاهی که می خواست بره پیش اون ، پیشاپیش گوشت و خوراکی از این جور چیزا می فرستاد و دختره هر بار اونارو را می فروخت و صرف تهیه جهیزیه اش می کرد و شب هنگام شام، عذر می آورد که گوشت را گربه برده و نان و پنیر جلو جوان بدبخت  می ذاشت . سرانجام شب عروسی اون دو فرا رسید و وقتی که عروس را به خونه دوماد آوردن و مهمو نها به خوردن شام مشغول شدن (شامو دو لوپی می خوردن ) ، گربه ای سر سفره اومد (ای بیچاره چه وقت اومدن بود ) مرد جوان برای اینکه در آینده باز گرفتار گوشت ربودنهای گربه نشه اون حیوان بیچاره را گرفت و همچین کوبیدش زمین تا مرد . مهمونها به حیرت افتادن ولی عروس که علت این کار را می دونست گفت : اطمینان می دهم از این پس گوشتها برای شام بمونه و گفت که : گربه را دم حجله کشتند.

از اون به بعد این قصه مثل شد و هی فرت و فرت ملت ازش استفاده می کنن به خصوص

دوروبری های عروس و دومادا که اون اول کاری واسه زهر چشم گرفتن از خونواده همدیگه به عروس و دوماد از این چرت و پرت ها می گن و قاطی حرفاشون این ضرب المثل و هم به کار می برند. (خدا خیرشون نده )

 

چند نمونه از کاربرد این ضرب المثل :

اولیش واسه آقایون

سعید – سلام علی جوون

علی -  به به (ته دلش اه اه) سلام رفیق  

سعید – بیبین علی جوون من دیگه ازدواج کردم ممکنه دیگه مثل سابق نتونیم با هم باشیم انشاالله تو هم که ازدواج کردی رفت و آمد خونوادگی رو با هم ادامه می دیم

علی – ای خاک تو سرت ، زن ذلیل !!! ( ته دلش بدبخت جوون مرگ شده)

سعید – علی جوون این حرفا چیه عزیزم؟ زن ذلیل کیه بابا ؟ ما با هم تفاهم داریم

علی – من این چیزا حالیم نمیشه اگه همون اول باید گربه رو دم حجله بکشی دیگه کاری به کارمون نداشته باشه .

 

دومیش واسه خانومها

صغری خانوم : سلام عروس خانوم (صغری خانوم از این زنهای بیکاره که هی تو زندگی ملت سرک می کشه و با اینکه زنه ولی مردیه واسه خودش )

همسر آینده سعید – سلام صغری خانوم بفرمایید داخل

صغری خانوم – نه ننه جون کار دارم غذام رو گازه باید زود برم (در همین حال داره میاد تو خونه و میره قشنگ یه گوشه ای می شینه)

همسر آینده سعید – شما بفرمایید من برم چیزی بیارم 

صغری خانوم – نه خوشگل خانوم باید برم زحمت نکش یه چایی بیاری کافیه میوه هم که من نمی خورم دوست داشتی واسه خودت بیار

همسر آینده سعید – (با چایی و یه سبد میوه داره میاد + پیش دستی و چاقو و قندون) خیلی خوش اومدین

.

.

.

.

بعد از دو ساعت چرت و پرت گفتن ...

همسر آینده سعید دیگه گیج شده حالا میریم سر اصل مطلب

صغری خانوم – خوب عزیزم بگو ببینم از سعید راضی هستی ؟

همسر آینده سعید – بله سعید حرف نداره و خیلی مرد خوبیه

صغری خانوم – این پسره کیه هی باهاش اینو و اونو میره؟

همسر آینده سعید – اون بهترین دوستشه پسر خیلی خوبیه

صغری خانوم – گول ظاهر آدما رو نخور امشب که شوهرت اومد خونه بهش می گی دیگه حق نداره با اون بره بیرون و رابطه داشته باشه و باید همش با تو باشه همون اول زندگی گربه رو دم حجله بکش تا در آینده حرف حرف تو باشه این اکبر آقای مارو می بینی ؟ بدون اجازه من آب نمی خوره

 

تموم شد

فقط بگما این سعید من نیستم تشابه اسمیه و اینکه همسر آینده سعید هم همسر آینده اون سعید نه من و دیگه اینکه سعید و همسر آینده اش اصلا به حرف علی و صغری خانوم گوش ندادن الان سالهای ساله در کنار هم به خوبی زندگی می کنن

 راستی علی هم با دوست همسر آینده سعید ازدواج کرده و هر روز یا سعید با همسر آینده اش خونه اوناست یا علی با دوست همسر آینده سعید خونه ایناست خلاصه حال می کنن ...

 

منتظر نظرات گربه دم حجله کشتون هستم ...

کامنت دونی رو بترکونید ...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 9:40 توسط ســعید |

کیفر بی اعتنایی به نماز

سلام بر امت وبلاگی به خصوص دوستان و اقوام

(اقوام شامل : خاله ، خواهرا و برادرا)

عزیز و نازنین خودم

 

در مورد موضوع ایندفعه باید بگم یه تراکت حاوی چند صفحه دستم رسید مطالب جالبی توش بود از همونایی که من دوست دارم . واسه همین برای اینکه شما عزیزان هم یه بهره ای از اون مطالب ببرید قسمتیشو براتون می نویسم فقط منبعشو نمی دونم ؟؟؟ دوستان مستحضر هستند که مطلبی رو بدون منبع نمی نویسم ولی ایندفعه مطالب جالب بود مجبور شدم ...

حالا میریم که مطالبو داشته باشیم.

 

شیعیان خواب بس است برخیزید                        حجر ارباب بس است برخیزید

تا به کی دل به خصان باید داد                             دل به دست دیگران باید داد

یادمان رفته که عهدی هم هست                       یادمان رفته که مهدی هم هست

یادمان رفته که او منتظر است                            یادمان رفته که او پشت در است

 

کیفر بی اعتنایی به نماز

رسول خدا (ص) فرمودند : فاطمه جان هر که در نماز سستی و تنبلی کند از مردها و زن ها ، خداوند متعال او را به 15 خصلت مبتلا می سازد؛ شش خصلت از آنها در دنیا ، سه خصلت در موقع مردن ، سه خصلت در قبر و سه خصلت در موقع خروج از قبر :

 

آنچه در دنیا به او می رسد :

1 – خداوند برکت را از عمرش بر میدارد .

2 – خداوند برکت را از روزیش بر میدارد .

3 – خداوند علامت صالحین را از صورت او محو میکند.

4 – هر عملی انجام دهد اجر و مزدی به او داده نمی شود.

5 – دعای او به آسمان بلند نمی شود .

6 – برای او بهره و نصیبی از دعای صالحین نخواهد بود . 

آنچه در موقع مردن به او می رسد :

1 – ذلیل می میرد .

2 – گرسنه می میرد .

3 – تشنه می میرد که اگر از همه نهرهای و چشمه های دنیا به او دهید سیراب نمی شود.

آنچه در قبر به او می رسد :

1 – خداوند متعال ملکی را مامور می کند که او را در قبرش عذاب دهد .

2 – قبرش بر او تنگ می گردد .

3 – قبر او ظلمانی و تاریک خواهد بود .

اما آنچه در موقع خروج از قبر به او می رسد :

1 – خداوند به ملکی می فرمایند که او را به رو بکشد و مردم او را تماشا می کنند .

2 – با حساب سخت و شدید او را محاسبه ی نمایند .

3 – خداوند سبحان به اون نظر نکرده و او را پاک نمی کند و برای اوست عذاب دردناک .

 

 

خوب دوستان گلم تمام مدتی که تو این دنیا ساکنیم ، داریم واسه اون دنیای خودمون توشه فراهم می کنیم  پس چه بهتر با یه کمی سختی دادن به خودمون تو این دنیا و انجام کارهایی که انجام دادنشون هم خیلی سخت نیست خدا رو خشنود کنیم و شیطان رو ناامید .

باشد که مورد لطف باری تعالی قرار بگیریم ، آمین .

یه کمی این پستم بابا بزرگانه شد . امیدوارم به دردتون بخوره

دوستتون دارم مواظب خودتون باشید و درپناه حق با سلامتی وسعادت زندگی کنید .

در آخرین لحظات یکی از دوستای گلم واسم منبع این نوشته رو فرستاد به نقل از دوستم منبعش اینه خوب صبر کنید الان می نویسم  تمام مسئولیت صحت یا عدم صحتش با دوستمه

                                                                کتاب فاطمه(س) الگوي زن مسلمان نوشته احمد صادقي اردستاني

 

منتظر نظرای داغ داغتون هستم پس کامنت دونی رو به آتیش بکشید

 (البته اگه داغ بود می ریزم تو نعلبکی کمی ولرم میشه ) ...

 

فعلا خداحافظی

 

نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 10:2 توسط ســعید |

شعری واسه یه مگس

سلام به دوستای با معرفت خودم

( از اون خیل عظیم دوستان فقط چند تا با معرفت موندن)

 

داشتم به این فکر می کردم اگه خاطرتون باشه یه مدت مارکوپولو شده بودم و فرت و فرت میرفتم مسافرت . حالا آرزوی یه مسافرت رفتن مونده تو دلم و روی دلم سنگینی میکنه دلم لک زده واسه یه سفر طولانی و تلپ شدن تو خونه اقوام حالا اگه عمرم به دنیا باشه حتما سری جدید مسافرات هامو شروع می کنم اینبار نه تنها ایرانگردی بلکه جهانگردی هم تو برنامه کاری مارکوپولو هست.

اون دوستایی که یه مقدار حافظه قویی دارن می دونن که یه مدت هم زدم تو کار شعر و شاعری که اگه بازم خاطرتون باشه گند زدم به هر چی شعره نمونه اشو می تونین تو مطالب قبلیم پیدا کنید البته بگما به خاطر اینکه توش نون درست و حسابی نبود بی خیال شعر گفتن شدم و گرنه استعدادم تو این زمینه خیلی زیاده .

حالا این همه صغری کبرا  چیدن واسه چی بود ؟ ... هان یادم اومد جونم واستون بگه مثلا داشتم درس می خوندم ولی کو درس ؟ فکرم هزار جا بود از قرار معلوم یه مگس هم گیر داده بود بهم و بی خیال نمی شد هر کاری کردم نتونستم دکش کنم کلی خودمو به این در و اون در زدم ولی نشد با خودم گفتم یه شعر واسش می گم شاید حالش به هم خورد و بی خیالی طی کرد  

این شعرو واسش گفتم البته شعر که چه عرض کنم ...

 

اومدم اینجا تا براتون بگم از یه کَس

میدونی کیه اون کَس ؟

بهش میگن مگس

مگس که نه ، یه حیوون بی همه کَس

آخه چرا این مگس کار داره به همه کَس ؟

شاید چون نداره هیچ کَس

واسه همینه گیر میده به همه کَس

آی مگس ، آی مگس

مگه تو نداری کَس

برو سمت اون کَس

اگه نداری کَس

منم مثل توام بی کَس بی کَس

پس بیخیال من بی کَس

برو بذار کمی بکشم نفس

جونم اومد به لبم از دستت مگس

اگه بی خیال نشی توی بی کَس

مجبورم واسه کشیدن نفس

یه کاری دستت بدم مگس

حالا تا هوا نشده پس

گازشو بگیر برو یه نفس

تا منم با خیال راحت بکشم نفس

 

  

ولی متاسفانه هنوز از رو نرفته و هی داره رو سرم چرخ می زنه بنابراین مجبورم از تکنولوژی روز دنیا استفاده کنم یه لحظه صبر کنید از اتاق برم بیرون ساکت باشید یه موقع بو نبره آها حالا وقتشه از لای در، پیس ...  پیس ...  (فکر بد نکنیدا ) صدای حشره کش بود و حالا در اتاق کیپ کیپ بسته شد ...

 

پ . ن

1 – بعد از ده دقیقه برگشتم خبری از مگس قصه ما نبود

2 – ای به ذات هر چی مگس

3 -  بالاخره این مگس داره یه کَس؟

 

 

حالا معرفت به خرج بدید ...

در مورد این شعر هم نظر بدید ...

منتظرمــــــــــــا  

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:44 توسط ســعید |

تشکر از بروبچ و چند تا جوک

سلام و صد تا سلام

به دوستای با انرژی عزیزم

تو پست قبلی ازتون طپش خواستم واسه اینکه خودمو کمی واستون لوس کنم و واسه بعضی از دوستا گفتم که تا 50 تا طپش نشه دیگه نمی آم خدا رو شکر به پنجاه تا رسید (البته و با تقلب بعضی از دوستان که واسه خالی نموندن جای من تو نت همینجوری بی خودی طپیده بودن) به هر حال من برگشتم و متاسفم واسه کسایی که هی می خوان منو از نت دور کنن . بهشون میگم که هنوز زنده ام و نفس می کشم و اینکه لطفا با موبایلهای مختلف هی هر شب مزاحمم نشید من امتحان خودمو پس دادم و مامانم بهم افتخار میکنه !

و از دوستای با انرژی عزیزم واسه تمام طپشهایی که داشتن ممنونم

 

واسه خالی نموندن عریضه واستون چند تا جوک میذارم امیدوارم خوشتون بیاد اگه خوشتون اومد تو همون پست قبلی نظر بذارین به زودی یه پست جدید می ذارم .

 

 

*********************

1 -  سلام ، ببخشین مزاحم میشم !!! میخواستم بدونم با این همه پیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده !!!؟

 

2 -  گدا کیست ؟ موجودی است زنده که موبایل دارد ولی اس ام اس نمیدهد.

 

3 -  اي پيتزاي عشقم! همبرگر قلبم! كباب زندگيم! واسپاگتي افكارم! بي تو من فلافلم!

 

4 - هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را ... هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

هیجان زده نشو! پشت یه کامیون نوشته بود!

 

5 - سر تو بزار رو شونه هام خوابت بگيره    /   جا خالي ميدم بخوري زمين حالت بگيره

 

6 -  دوست عزیز با فعالسازی پیــــام چند رسانه  ای (MMS)

در صورت نداشتن جوک جدید ...می توانید عکس خود را برایمان بفرستید تا کمی بخنـــــدیم .

 

*********************

 

اینارو از تو دنیای نت پیدا کردم امیدوارم خوشتون بیاد . واسه آپ بعدی منتظرم باشید

 

دوستتون دارم در پناه حق

 

 

تو پست پایین واسم نظر بذارین دیگه طپش کافیه ...

 

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:32 توسط ســعید

برام بطپيد

 سلام دوستـــــــــان

 

گل قلب

 

یک ماه از سال 1388 گذشت و من تازه دارم آپ می کنم

نمی دونم چرا مدتیه دستم به کیبورد نمی ره و حال و حوصله نوشتن ندارم.

بچه های دیگه هم که از شور و شوق افتادن و دیگه بهم سر نمی زنن مثل اینکه در سال اصلاح الگوی مصرف  سر زدن به اینترنت رو کمتر کردن یا شاید واسه من کمتر نظر می ذارن بابا به خدا این الگوی مصرف واسه وبلاگ من نیست .  

امسالم که بهارمون شبیه زمستون شده که هم باعث شادی و سرورمونه هم باعث ناراحتی و ضد حال ، شادی ازاین جهت که دیگه امسال مشکلات کم آبی سال قبلو کمتر داریم و ناراحتی از اون جهت که هر برنامه ای بارفقا ریختم به علت بارش شدید باران منتفی شد .

این برنامه بدمینتونمون هم که صبحها می رفتیم تحت الشعاع بارندگی قرار گرفت .

در هر حال اومدم بگم یه مقدار بهم بیشتر سر بزنید و کمی ازم تعریف کنید شاید کمی سر عقل بیام واین دستم به کیبورد بره یا اگه خوش ندارین نوشته هامو تو وب ببینین و یا کلا دیگه باهام حال نمی کنین بهم بگین که رفع زحمت کنم و برم و جامو بدم به جوون ترها ...

به هر حال چه باشم چه نباشم واستون دعا می کنم به خصوص واسه اون دوستایی که چند وقتی میان وبلاگ می سازن بعد که بهشون عادت می کنی ول می کنن میرن و تو رو با خاطرات تنها میذارن و به قدری ناجوانمردانه راجع بهت قضاوت می کنن که دوست داری صد بار بمیری ... (البته بگما ماجرا عشقی نیست )

به هر حال این پستو میذارم تا ببینم چند تا قلب واسه من می طپه اگه تعداد دفعات طپش کم بود خوب دیگه خون رسانی به مغزم صورت نمیگیره تا به دستم فرمان بده که کیبوردو فشار بده و بعد از مدتی بالاخره این طپش قطع میشه و یه آن می بینید دیگه زبونم لال سعید بین شما نیست . (یه جورایی تهدید بود)

پس اینبار منتظر نظرهاتون نیستم . اینبار ازتون انرژی می خوام ، طپش می خوام ...

 

اگه دوســتم دارید بطپیــد

 

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 10:23 توسط ســعید |

آخرای 1387

سلام دوستــای گـــــلم

 

تو روزای آخر سال 1387 هستیم سالی که با تمام فراز و نشیب‌هایی که داشت بالاخره گذشت .

داشتم به این فکر می کردم حالا که امسال داره تموم میشه بی انصافیه تو این لحظات آخر منتظر مرگش باشیم اتفاقی که پارسال برای سال 1386 افتاد حالا با تمام این پیش زمینه ها یه روزی هم نوبت سال 1388 میشه و این داستان ادامه داره ...

تغییرات همیشه زاییده ذهن بشر بوده و هست امیدوارم با همه این تغییرات در نهایت به سر منزل مقصود که همون ذات باری تعالی است برسیم .

ان شاء الله

 

منم پیشاپیش سال نو رو بهتون تبریک می‌گم

 

سال نــــــــــ 1388ــــــــو مبارک باد

 

می‌خوام یه سفره هفت سین براتون بچینم

 

سلامتی – سعادت – سرافرازی – سرسبزی – سرخوشی – سرحالی

و حالا سین آخر که از همه مهمتره اونم داشتن یه دوستیه مثل من

 آفرین درست حدس زدید

ســــــــعید

 

امیدوارم سال خوبی داشته باشید .

                                                                   خوبی داشته باشید .

                                                                               خوبی داشته باشید .

 

این آخرش اکو شد .

 

7sin

 

 

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:31 توسط ســعید

تگرگ خفن !!!

سلام دوستای گلم

 

مدتیه گرفتاریهای زندگی اجازه نمی ده بیام آپ کنم این روزا خیلی داره واسم سخت و نفس گیر می گذره، یه فکرو خیالهای عجیبی تو سرم افتاده بود . که خدا یه بار دیگه قدرتشو بهم نشون داد شاید باورتون نشه امروز عصر ساعت 17:45 دقیقه به مدت 3 دقیقه چنان تگرگی اومد که کل محله رو تو 3 دقیقه سفید پوش کرد واقعا باور نکردنی بود انگار که دو سه ساعتی برف اومده باشه ، خیلی منو به فکر فرو برد تنها چیزی که اون موقع از ذهنم گذشت این بود که وقتی خدا میگه سرنوشت دست منه و منم اون خدای یگانه باید بر منکرش لعنت فرستاد. با دیدن تگرگ امروز حالا دیگه مطمئنم اگه خداوند متعال بخواد یه کوه رو در اندک زمانی با خاک یکسان می کنه ...

بعد از بند اومدن تگرگ بارون ادامه پیدا کرد عاشق بارونم یه مدتی زیر بارون واستادم تا کاملا خیس شدم سرماخوردگی ناشی از خیس شدن زیر بارونو خیلی دوست دارم الان وقت تایپ این پست دو سه تا عطسه به قول خودمونی خفن !!! زدم؛ فکر کنم سرما خوردم ...

فقط یه مشکلی به وجود اومده که اونم در نوع خودش شیرینه ، رو پشت بوم خونه یه اتاق مجردی واسه خودم دارم سقفشو ایرانیت کردم تا هزینه تمام شده اش واسم کم بشه ولی تو همچین مواقعی از سال وقتی بارون یا تگرگ بازم به قول خودمونی خفن !!! میاد سقفم چکه می کنه !!!

کلی دیگ، قابلمه، تشت، لگن و دو دست از سرویس های لیوان مامانمو که آک بند آک بند بود (دو بار نوشتم بدونین خیلی نو هستن) باز کردم و رو فرش چیدم هی چیک چیک قطره های آب میریزه توشون . مامانم بفهمه خفم میکنه.

می خواستم از این صحنه عکس بگیرم نشد به چند تا دلیل

1 – اول این که یه دوربین با کلاس داشتیم که یه دزد از خدا بی خبر دزدیدش.

2- موبایلم از این گوشت کوبهاست که دوربین نداره !!!

3- اتاقم به هم ریخته بود مثل بازار شام خجالت کشیدم .

4- به علت مسائل امنیتی دیگه ای که نمی گم !!!

 

پ . ن

1- تمام سرنوشت دست خداست؛ همیشه بهش توکل کنیم .

1- لعنت بر هر چی دزده ، به خصوص اونایی که دوربین مردمو می دزدن.

2- هر کی بارون بخواد پای چکه کردن سقفشم می شینه.

3 – این گوشی دوربین دار هم گاهی وقتا بد جوری به درد می خوره ها .

 

منتظر نظرات سازنده شما عزیزانم منو بی بهره نذارین ...

  

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 22:28 توسط ســعید |

اربعین

 

این حسین (ع) کیست که عالم همه دیوانه اوست؟

                                            این چه شمعیست که عالم همه پروانه اوست؟

 

اربعین امام حسین (ع) و یاران با وفایش بر تمام دوستای وبلاگیم

 تسلیت باد

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 22:12 توسط ســعید

عقیق – یاقوت – فیروزه – حدید صینی – در نجف

سلام دوسـتای گلــــم

 (مثل گل پست قبلی) 

 

چند وقت بود با خودم فکر می کردم این نگین های انگشتر که دستمون می کنیم چه حکمتی توشون نهفته؛ تا اینکه بالاخره تنبلی رو کنار گذاشتم رفتم یه کمی کتاب خوندم و به نتایجی رسیدم که بد نیست شما رو هم مطلع کنم .

عقیق – یاقوت – فیروزه – حدید صینی – دُرّ نجف

یه مقدار این پست طولانی شد  واسه همین تو ادامه مطالب نوشتم ؛ می دونم الان کلی دارین غرغر می کنین ولی باور کنین خودمم از نوشتن مطلب توی ادامه مطلب خوشم نمی یاد ولی اینبار ناچار شدم امیدوارم ببخشید .

 

برای ویژگی هایی که برای هر کدام از سنگها نوشته شده احادیث فراوانی از ائمه اطهار وجود داره بنابراین جهت اختصار از ذکر احادیث خودداری کردم ولی جهت اطلاع بیشتر می تونید به منبع ذکر شده مراجعه کنید.                  

منبع : کتاب حلیه المتقین – اثر علامه محمد باقر مجلسی

 

منتظر نظرات گرمتون هستم ، فقط یه خورده فوت کنید

 تا یه موقع خدای نکرده نسوزم ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 21:11 توسط ســعید |

امید

پنجره رو به دریا 

امروز کمی با انرژی تر و با احساس تر از دیروزم

و به فردایی بهتر امیدوار ! تلاشم را دو چندان خواهم کرد

تا به فردایی بهتر برسم

فردایی که تو در آن هستی

امروز با سرنوشت مبارزه می کنم !

تا آن گونه رغم بخورد که من می خواهم

در این مبارزه تنها نیستم

زیرا چون تویی دارم

 

اینم گلی تقدیم به دوستای گلم که هیچ وقت

فراموششون نمی کنم .

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 16:55 توسط ســعید |

محرم

 

السلام علیک یا ابا عبدالله

الحسین (ع)

 

توی پست قبلیم در مورد کربلا نوشتم اگه دوست داشتین بخونین اینجا کلیک کنید. 

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:28 توسط ســعید

یادگاری بگذار

 

سلام دوستای گلم   

 

 

بهترین جمله ای را که در

ذهن داری

برایم یادگاری بگذار

 

یادگاریهای گلچین رو توی ادامه مطلب گذاشتم یه سر بزنید مجموعه خوبی شده .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 1:28 توسط ســعید |

آرزوی بچگی ... بزرگ شدن!

سلام دوستای گلم

وقتی که بچه بودم ، هر وقت یه بزرگتر یا به قول ما آدما کسی که سنی ازش گذشته بود بهم می رسید می گفت خوش به حالت کاش منم مثل تو بچه بودم !!!

ته دلم بهش می خندیدم و همیشه آرزم این بود که بزرگتر بشم . تو یه چشم به هم زدن بزرگ شدم و حالا می بینم که بزرگ شدن چقدر سخته

دوست دارم حتی شده یه لحظه به دوران کودکیم برگردم و تو اون عالم خوش باشم؛ یا حتی شده خواب اون دورانو ببینم .

با دیدن این همه مشکلات، البته نمیگم کم آوردم و خدای نکرده ناشکر هم نیستم ولی خیلی سخته تو این دورو زمونه جوون باشی ،  پاک باشی و به آینده امیدوار .

وقتی به آینده نگاه می کنم و جایی رو پیدا نمی کنم که تو اون لحظه به آرامش برسم . دیگه اون رفاقتهای دوران بچگی رو نمی بینم اون قهر و آشتی کردنای کودکانه که عالمی داشت واسه خودش  

دغدغه ای که ما جوونها دچارش شدیم و یه جورایی داریم از مسیر اصلی منحرف می شیم البته گاهی خودمونم کم لطفی هایی داریم و همه تقصیرها رو نمی شه گردن اینو اون بندازیم

به این مسائل که فکر می کنم چیزی به ذهنم نمی رسه جز اینکه بگم

اللهم عجل لولیک الفرج

و واقعا همین امید به ظهور منجی که باعث میشه همچنان امیدوار باشم ...

 

یه کم دلم پر بود اینجا نوشتم تا کمی آروم بشم ببخشید اگه وقتتونو گرفتم

 

                                                  این گل تقدیم به دوستای گلم

رز

 

منتظر نظراتون هستم ...

 

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 15:29 توسط ســعید |
درباره وبلاگ

این بالایی لوگو وبلاگمه با حروف اسم و فامیلم ساخته شده ! به نظرتون قشنگه ؟
به نام آن وجودی که وجودم ز وجودش شده موجود
نام: سعید
محتوای وبلاگ : هر چیزی که به ذهنم برسه
ماه تولد : بهمن
حرف دل : زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست- هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست- خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

حتما نظر بدید مطمئن باشید نظر شما خیلی میتونه به من کمک کنه .

در صورتی که مطالب وبلاگم به دردتون خورد نوش جان کپی کنید
ولی یه نظر واسم بذارین ... ذکر منبع مطالب کپی شده الزامیست

ایمیل ارتباط با مدیریت وبلاگ :
Doosti.weblog@gmail.com
رفاقت تـــــــــا نداره !

آخرین نوشته ها
سرنوشت
گربه را دم حجله باید کشت
کیفر بی اعتنایی به نماز
شعری واسه یه مگس
تشکر از بروبچ و چند تا جوک
برام بطپيد
آخرای 1387
تگرگ خفن !!!
اربعین
عقیق – یاقوت – فیروزه – حدید صینی – در نجف
امید
محرم
یادگاری بگذار
آرزوی بچگی ... بزرگ شدن!
میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه
خاطرات بــرفی ( دست نوشته ام )
آرزو ( دست نوشته ام)
شـــب پرســتاره می خوام ( دست نوشته ام )
قطره تنها (دست نوشته ام)
طرح قرآنی
میلاد امام زمان (عج)
یه جای دنج واسه قرار گذاشتن (دست نوشته ام)
ستاره ای که گم شد ( دست نوشته ام )
سنگ صبور و پارتی (دست نوشته ام)
پـــــــل ورســـک
یه بعد از ظهر کسل کننده ( دست نوشته ام )
مردان نمکی
خوابی که بیدارم کرد ( دست نوشته ام )
غار کتله خور
گنبد سلطانیه
پیوند وبلاگ
*** دوستان آفتابی ***
آسمان قلبها
پروازه سفید
** فرشته مهر **
* گل یخ *
* هر روز یک سایت *
فتح قریب
راز گل سرخ
هیچی
تجلی احساس
بهروز جون
طلوع گل یاس
فوتبال عشق من
فانوس
حرفهای تنهایی
چشم انتظار
علی مولا
سوهان روح دخترا
دختر آتش
بوسه بر مرگ
عشق نیلو
عروسک های نامرئی
یگانه کوچولو
نغمه درد
محبت و زیبایی
وقت و بی وقت
دوست داشتنی
یار دلنواز
راس ساعت دلتنگی
شرقی تن داده به باد
دلتنگی های پسر اهوازی
رویاهایت را به باد مسپار
نامه هایی به خدا
نیمه ی سیب
آقا اجازه
باز باران می بارد
پسر آریایی
مطالب احساساتی
نیم نگاه
مصلوب عشق
40 تیکه
تنها گناه من دروغ نگفتنه و بس
تا دیروز بودی امروز نیستی
وروجک آتیش پاره
بانو عسلی
ترنم باران
عاشق تنها
سرود دوستی
فرشته کوچولوی زمینی
چتری برای دو نفر
گل صحرا
طنزهای زهرا دری
طنزهای خلیل جوادی
مطالب انگلیسی - فارسی
بیا 2 ماچ
ساعت وآمار بازدید
<-LinkTitle->
امکانات


doostu

ســعید

doostu

http://doostu.blogfa.com

دوســـــتی (دوست شما)

دوســـــتی (دوست شما)

دوســـــتی (دوست شما)

این بالایی لوگو وبلاگمه با حروف اسم و فامیلم ساخته شده ! به نظرتون قشنگه ؟
به نام آن وجودی که وجودم ز وجودش شده موجود
نام: سعید
محتوای وبلاگ : هر چیزی که به ذهنم برسه
ماه تولد : بهمن
حرف دل : زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست- هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست- خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

حتما نظر بدید مطمئن باشید نظر شما خیلی میتونه به من کمک کنه .

در صورتی که مطالب وبلاگم به دردتون خورد نوش جان کپی کنید
ولی یه نظر واسم بذارین ... ذکر منبع مطالب کپی شده الزامیست

ایمیل ارتباط با مدیریت وبلاگ :
Doosti.weblog@gmail.com
رفاقت تـــــــــا نداره !
همه چیز پیدا میشه : از شیر مرغ تا .....

دوســـــتی (دوست شما)

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com