
نمی دونم چرا دلم گرفته ولی مطمئنم که یه مرگیش شده
تا حالا اینجوری احساس تنهایی نکرده بودم
نه که بگم تا حالا احساس تنهایی نکردما
ولی این دفعه فرق می کنه
حال هیچ کاری رو ندارم 
غم و شادی هر کدوم به اندازه خوبن
همیشه از خدا خواستم هیچ کدوم از اینارو به تنهایی بهم نده
گرچه شادی همیشه شیرینه
ولی بعضی وقتا غمه که چشاتو به دنیا باز می کنه
غم کسایی که دوستشون داری و الان دیگه نیستن 
گاهی وقتا از ناراحتی یکی دیگه غصه داری و این غصه ،
به حدی درونت آشوب به پا می کنه که هیچی نمی فهمی
حالا این دل من امروز چه مرگشه خودمم موندم
تازگیا خیلی با احساس شده
این با احساس بودنش هم مثل اینکه داره کار دستم میده
تنهایی داشت دیوونه ام می کرد
اومدم برای شما دوستای گلم
بنویسم
شاید یه کم آروم بشم
از خدا می خوام نه تنها من بلکه هیچ کس دیگه ای
هیچ وقت اینجوری نشه
حس خیلی بدیه ...
بازم مثل همیشه باز نظراتون
یه جورایی سر حالم کنین
ممنونم